درد ها . . . تنهایی ها . . . نگرانی ها . . . هم می تونند سرمایه ادم ها باشند!
همیشه سعی کن سرمایه ات رو با کسی قسمت نکنی !
صبور . . . اروم . . . بی سر و صدا . . . همه چیز رو تحمل کن ....!
شاید باورش برات مشکل باشه
اما قبول کن که تو محکمتر از اونی که حتی بشه تصورش رو کرد
باید بپذیری : " بعضی وقتها باید با زندگی همون جوری که هست کنار بیایی"
بدون که همیشه از دل هر کوه " کوره راهی می گذره !
هر اقیانوسی ساحلی داره
و شبی نیست که طلوع سپیده ای در پایانش نباشه
از هر چهار فصل سال دست کم یکی ش بهاره !
گاهی وقتها زندگی توی همین کوره راه ها معنا می شه
باید باور کنی که پاییز هم می تونه به اندازه همون بهار زیبا باشه !
شاید این تنها راهی باشه که بتونی با بودنت کنار بیایی!
"" خیلی سخته وقتی بخوای بنویسی اما چیزی واسه نوشتی پیدا نکنی ! من می نویسم چون این تنها چیزیه که توی دنیا بهم ارامش میده ""
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 0:17 قبل از ظهر توسط سارا
|

نگاهم که می کنی
حس می کنم دوباره از نو متولد شده ام
اینبار نگاهت را ازت نمی دزدم
اینو بهت قول میدم
فقط
"یک بار دیگه نگاهم کن"
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 11:58 بعد از ظهر توسط سارا
|

لبریزم ....
از حرفهایی که فقط گفته می شوند تا شاید باری از دل بردارند. حرفهایی که دیگران رو دلتنگ می کنند و دلم رو خالی خالی !
دلگیرم ....
از خودم و دلگیر از تو . از یکنواختی این به ظاهر زندگی ! از روزهای نویی که اومدن و اومدنشون هیچ انگیزه ای برای ""زیستن از نو "" برایم به عیدی نیاورد!
با من حرف بزن .....
بگذار تهی شوم از این همه دلگیر ی . از اسمان ابری بهاری با من بگو ! یا از رفتن زمستان بگو ! از ستاره ها از ماه ! فرقی نمی کند .... فقط با من حرف بزن !
((دلنوشته هام بهانه ای بیش نبود .... فقط باورم کن که "" دلتنگم ""))
+
نوشته شده در شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 9:2 بعد از ظهر توسط سارا
|

زندگی دوباره .... هیچ زمستانی موندگار نخواهد بود حتی اگه تموم شبهاش یلدایی باشه توی اخرین لحظات سال بر این باوریم "" می خواهم به گونه ای دیگر باشم "" ناخواسته زیر لب می خوانم : رنگ سال گذشته را دارد همه لحظات امسالم ۳۶۵حسرت را همچنان می کشم به دنبالم قهوه ات را بنوش و باور کن که نام من در فنجان تو نمی گنجد ! سارا ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ دلنوشته هایی از سر دلتنگی !
+
نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 11:30 بعد از ظهر توسط سارا
|
