می رفتیم
می رویم
و خواهیم رفت !
این زندگی ماست ! این باید " بودن " زندگی ماست !
به گمانم هر بار پیدا کردن خودمون توی این هیاهوی زندگی یعنی " تولد "
به گمانم تموم این بهانه های شادی های کوچیک و بزرگ زندگیمون یعنی " تولد "
و اینو می دونم که هر چقدر ماندن سخت . . .
و هر چقدر شبها تاریک . . .
و هر چقدر زندگی عادت و مرگ هر چقدر راحت . . .
بازهم دل کندن از این "" هیاهوی برای هیچ "" مشکل است !
به گمانم همه ما زندگیمون رو دست کم گرفته ایم . . .
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 11:49 بعد از ظهر توسط سارا
|
